به نام پدر
* درختان در پاییز " استریپ تیز " می کنند . * اولین واژه ای که بر زبان راندم / بکارت پرده ی صوتی ام را برداشت . * زندگی هیچ کس به اندازه ی متصدی آسانسور / فراز و نشیب ندارد . * عزرائیل / شیشه ی عمرم را بر سرم کوبید . * در خشکسالی / ملاقات با عزرائیل بسیار زیاد می شود . * در خشکسالی / بچه ها قنداق شان را خیس نمی کنند . * اگر قطره ی باران بودم به زمین نمی باریدم . * قطره ی باران آن قدر جلوی خورشید پایکوبی کرد / تا تبخیر شد . * نمای خارجی غم را با موزائیک قطرات اشکم / تزئین نمودم . * شب / روز بدون خورشید است . * موی شب / در لحظه ی طلوع خورشید / سپید می شود . * دکمه به مادگی لباسم متلک می گوید . * پرنده ی آزاد از اول زندگی تا دم مرگ / پرپر می زند . * برای آموزش تار / پیش استاد عنکبوت می روم . * عنکبوت مهربان با تارش برای مگس پولیور می بافت . * زبانم / فیلتر دارد . * نگاهم برای دیدن معشوقه ام / ده ها کیلومتر قد کشید . * روزی هزار بار قلبم را از بار اندوه / کورتاژ می کنم . * وقتی قلبم علیه مغزم کودتا می کند / خونریزی مغزی پیدا می کنم . * سال هاست قلبم / کنسرو خون مصرف می کند . * غنچه / بچه ی قنداق شده ی گل است . * آینه / تصویرم را از خودش بیرون کرد . * آن قدر آغوش معشوقه ام گرم بود که مجبور شدم پماد سوختگی بزنم .
* در جلسه ی معارفه / اشکم را به معشوقه ام معرفی کردم .
* برای شنا کردن معشوقه ام / از قطرات اشکم / برایش دریایی خلق کردم .
* در حای که داشتم پروانه وار دور معشوقه ام می گشتم / با پروانه گیر من را گرفتند .
* برای آمدن معشوقه ام / بیشتر از تمام ساعت های دنیا / دقیقه شماری کرده ام .
* چون تاریخ تولد جسم و روحم با هم فرق می کند / ناگریزم سالی دو بار برای خودم جشن تولد بگیرم .
* آرزو می کنم برخی افراد / همیشه مشغول خوردن باشند تا فرصت حرف زدن را پیدا نکنند .
* سال ها است ماهی گلرنگ حوض مان را که مبتلا به روماتیسم مزمن شده است / در حشکی نگهداری می کنم .
* پرنده برای آزادی اش / به میله های قفس دخیل بست .
* موشی که ذاتا گربه صفت بود / خودش را خورد .
* واژه ها پس از استعمال / می میرند .
* واژه ی سلام / متواضع ترین واژه ها است .
* ار روزنه ی امید / گلوله ای به مغزم شلیک کردند .
* کلروفیل پاییزی / زرد رنگ است .
* هیچ وقت اسم فاعل و اسم مفعول را / با هم تنها نمی گذارم .
* آسانسور مغرور / هرگز حاضر نشد که از بالا به پایین بیاید .
* دلم برای ارقامی که در زیر رادیکال محبوس هستند / می سوزد .
* اعداد هر وقت که بخواهند برای همدیگر قسم یاد کنند / به سر رادیکال قسم می خورند .
* گل آفتابگردان / در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند .
* آنقدر غمگین بودم که حتی گل مژه ام را / پرپر کردم .
* رایحه ی دل انگیز گل مژه ام / تمام فضای اطراف را معطر کرد .
* ماه / شب کار است .
* شب / دوشیزه ای است که صورت ماه اش را / از چادر سیاه بیرون گذاشته است .
* شب را در داروخانه دیدم که داشت قرص خواب آور می خرید .
* به محض این که چشمم به عزرائیل افتاد / خودم را به مردن زدم .
* نمی دانم چرا انسان دو چشم دارد ولی / هر چیز را یکی می بیند .
* از وقتی چشمم آب آورده است / لیوان خالی را پر از آب می بینم .
* از بس سیگار کشیده ام هنگام نفس کشیدن / ریه ام دستمال جلوی بینی اش نگه می دارد .
* وقتی اعضای داخلی ام اعتصاب می کنند / شیر قلبم را به روی آن ها می بندم .
* امروز زبانم / از سخنگویی بدنم / استعفا نمود .
* از وقتی عاشق شده ام / قلبم کم جمعیت ترین شهر دنیاست .
* بیضی / دایره ی مست است .
* فرشته ای / ابر کوچکی را سرپا گرفت و شبنم جاری گشت .
* دلم برای اعضای داخلی ام می سوزد که بی گناه به حبس ابد محکوم شده اند .
* روزنه ی امید / دروغی که همه ی ما آن را باور می کنیم .
* جسدم را در روزنه ی امیدم به خاک سپردم .
* یک عمر در روزنه ی امید خود / زندانی بودم .
* هم آغوشی میله های قفس / به نفع پرنده ی محبوس است .
* پرنده ی محبوس در قفس / فالش می خواند .
* پرنده ی محبوس قبل از گرفتار شدنش / هرگز داخل فنجانی به این زیبایی آب ننوشیده بود .
* غم / کلکسیون خنده ام را به سرقت برد .
* قطرات اشکم / رعایت نوبت را نمی کنند .
* نهال / تا سه سالگی با پستانک کلروفیل می مکد .
* سر خورشید همیشه گرم است .
* روزها سرفه می کنم و شب ها / سیاه سرفه .
* روح مرده ام را کالبد شکافی کردم .
* ساعت به خواب رفته ام را بنا به وصیتی که کرده بود / در سوئیس به خاک سپردم .
* خوبی کاسه ی سر این است که کسی نمی تواند افکار آدم را مشاهده کند .
* افکارم برای اجرا شدن / ترک تابعیت مغزم را نمودند .
* از وقتی مرگ مغزی شده ام / افکارم بدون سرپرست مانده اند .
* بید مجنون / درخت هیپی است .
* در شب بارانی / قطرات باران خیلی به هم تنه می زنند .
* غم / سیفون اشکش را کشید .
* سایه ام دیگر حوصله ندارد من را دنبال کند .
* خورشید / سیگارش را با خودش روشن می کند .
* ماه و خورشید / وقتی می خواهند لباس شان را عوض کنند / پشت ابر می روند .
* میله های قفس / به محض این که خمیازه کشیدند / پرنده پرواز کرد .
* پرنده سعی می کرد طوری بایستد که لااقل سایه اش خارج از قفس بیافتد .
* وقتی چشم پرنده به گربه افتاد / از میله های قفس تشکر کرد .
* گربه بیش از دیگران به فکر آزادی پرنده ی محبوس است .
* برای گربه بسیار تحقیر آمیز است که با مرگ موش / خودکشی کند .
* برای آن که آئینه را از تنهایی نجات بدهم / جلوی آن ایستادم .
* هیچ موجودی به اندازه ی پاندول ساعت / مردد نیست .
* از ترس روبه رو شدن با خود / آئینه را عقیم نمود .
* روزگار شب / سیاه است .
* فلسفه ی به وجود آمدن شب / فقط به خاطر این است که ما بتوانیم روز ها را بشماریم .
* شب همیشه عزادار است .
* دنیا / قفس بزرگی است .
* قفسی که در نداشته باشد / آزادی خواه است .
* وقتی لحظه ها ساعتم را هل می دهند / جلو می رود .
* ساعت مچی ام وقتی خوابید / خواب ساعت زنانه دید .
* شیشه ی عمر ماهی عید / همان تنگ آبش است .
* درباره ی موش که حرف می زنم / تا سر و کله ی گربه پیدا می شود / حرف هایم پا به فرار می گذارند .
* با دسته گل به استقبال میکروبی که تازه وارد بدنم شده بود / شتافتم .
* گلوله ی نابینا به کمک عصا / از لوله ی اسلحه خارج شد .
* رنگین کمان پس از وضع حمل / به صورت یک خط مستقیم در آمد .
* نفسم در سر بالایی گلویم / نفسش گرفت .
* هیچ جنایتکاری به اندازه ی قلبم / با خون سر و کار ندارد .
* قلبم / اشکم را به عنوان سخنگوی رسمی بدنم معرفی کرد .
| Design By : Night Skin |

