1.0 Strict//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml1/DTD/xhtml1-strict.dtd"> بازی با کلمات ( کاریکلماتور ) - به نام پدر



به نام پدر

 


* در جلسه ی معارفه / اشکم را به معشوقه ام معرفی کردم .

* برای شنا کردن معشوقه ام / از قطرات اشکم / برایش دریایی خلق کردم .

* در حای که داشتم پروانه وار دور معشوقه ام می گشتم / با پروانه گیر من را گرفتند .

* برای آمدن معشوقه ام / بیشتر از تمام ساعت های دنیا / دقیقه شماری کرده ام .


* چون تاریخ تولد جسم و روحم با هم فرق می کند / ناگریزم سالی دو بار برای خودم جشن تولد بگیرم .

* آرزو می کنم برخی افراد / همیشه مشغول خوردن باشند تا فرصت حرف زدن را پیدا نکنند .

* سال ها است ماهی گلرنگ حوض مان را که مبتلا به روماتیسم مزمن شده است / در حشکی نگهداری می کنم .

* پرنده برای آزادی اش / به میله های قفس دخیل بست .

* موشی که ذاتا گربه صفت بود / خودش را خورد .

* واژه ها پس از استعمال / می میرند .

* واژه ی سلام / متواضع ترین واژه ها است .

* ار روزنه ی امید / گلوله ای به مغزم شلیک کردند .

* کلروفیل پاییزی / زرد رنگ است .

نوشته شده در پنجشنبه ۳٠ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱:٠٠ ‎ب.ظ توسط کامی عباسی نظرات () |

* پاندول ساعت / نخورده / مست است .

* هیچ وقت اسم فاعل و اسم مفعول را / با هم تنها نمی گذارم .

* آسانسور مغرور / هرگز حاضر نشد که از بالا به پایین بیاید .

* دلم برای ارقامی که در زیر رادیکال محبوس هستند / می سوزد .

* اعداد هر وقت که بخواهند برای همدیگر قسم یاد کنند / به سر رادیکال قسم می خورند .

* گل آفتابگردان / در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند .

* آنقدر غمگین بودم که حتی گل م‍‍ژه ام را / پرپر کردم .

* رایحه ی دل انگیز گل مژه ام / تمام فضای اطراف را معطر کرد .

* ماه / شب کار است .

* شب / دوشیزه ای است که صورت ماه اش را / از چادر سیاه بیرون گذاشته است .

* شب را در داروخانه دیدم که داشت قرص خواب آور می خرید .

* به محض این که چشمم به عزرائیل افتاد / خودم را به مردن زدم .

* نمی دانم چرا انسان دو چشم دارد ولی / هر چیز را یکی می بیند .

* از وقتی چشمم آب آورده است / لیوان خالی را پر از آب می بینم .

* از بس سیگار کشیده ام هنگام نفس کشیدن / ریه ام دستمال جلوی بینی اش نگه می دارد .

* وقتی اعضای داخلی ام اعتصاب می کنند / شیر قلبم را به روی آن ها می بندم .

* امروز زبانم / از سخنگویی بدنم / استعفا نمود .

نوشته شده در جمعه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ توسط کامی عباسی نظرات () |

* درختان در پاییز " استریپ تیز " می کنند .

* از وقتی عاشق شده ام / قلبم کم جمعیت ترین شهر دنیاست .


* بیضی / دایره ی مست است .

* فرشته ای / ابر کوچکی را سرپا گرفت و شبنم جاری گشت .

* دلم برای اعضای داخلی ام می سوزد که بی گناه به حبس ابد محکوم شده اند .

* روزنه ی امید / دروغی که همه ی ما آن را باور می کنیم .

* جسدم را در روزنه ی امیدم به خاک سپردم .

* یک عمر در روزنه ی امید خود / زندانی بودم .

* هم آغوشی میله های قفس / به نفع پرنده ی محبوس است .

* پرنده ی محبوس در قفس / فالش می خواند .

* پرنده ی محبوس قبل از گرفتار شدنش / هرگز داخل فنجانی به این زیبایی آب ننوشیده بود .

* غم / کلکسیون خنده ام را به سرقت برد .

* قطرات اشکم / رعایت نوبت را نمی کنند .

* نهال / تا سه سالگی با پستانک کلروفیل می مکد .

* سر خورشید همیشه گرم است .

* روزها سرفه می کنم و شب ها / سیاه سرفه .

* روح مرده ام را کالبد شکافی کردم .

* ساعت به خواب رفته ام را بنا به وصیتی که کرده بود / در سوئیس به خاک سپردم .

* خوبی کاسه ی سر این است که کسی نمی تواند افکار آدم را مشاهده کند .

* افکارم برای اجرا شدن / ترک تابعیت مغزم را نمودند .

* از وقتی مرگ مغزی شده ام / افکارم بدون سرپرست مانده اند .

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱:٢٦ ‎ق.ظ توسط کامی عباسی نظرات () |

* اولین واژه ای که بر زبان راندم / بکارت پرده ی صوتی ام را برداشت .

* زندگی هیچ کس به اندازه ی متصدی آسانسور / فراز و نشیب ندارد .

* عزرائیل / شیشه ی عمرم را بر سرم کوبید .

* در خشکسالی / ملاقات با عزرائیل بسیار زیاد می شود .

* در خشکسالی / بچه ها قنداق شان را خیس نمی کنند .

* اگر قطره ی باران بودم به زمین نمی باریدم .

* قطره ی باران آن قدر جلوی خورشید پایکوبی کرد / تا تبخیر شد .

* نمای خارجی غم را با موزائیک قطرات اشکم / تزئین نمودم .

* شب / روز بدون خورشید است .

* موی شب / در لحظه ی طلوع خورشید / سپید می شود .

* دکمه به مادگی لباسم متلک می گوید .

* پرنده ی آزاد از اول زندگی تا دم مرگ / پرپر می زند .

* برای آموزش تار / پیش استاد عنکبوت می روم .

* عنکبوت مهربان با تارش برای مگس پولیور می بافت .

* زبانم / فیلتر دارد .

* نگاهم برای دیدن معشوقه ام / ده ها کیلومتر قد کشید .

* روزی هزار بار قلبم را از بار اندوه / کورتاژ می کنم .

* وقتی قلبم علیه مغزم کودتا می کند / خونریزی مغزی پیدا می کنم .

* سال هاست قلبم / کنسرو خون مصرف می کند .

* غنچه / بچه ی قنداق شده ی گل است .

* آینه / تصویرم را از خودش بیرون کرد .

* آن قدر آغوش معشوقه ام گرم بود که مجبور شدم پماد سوختگی بزنم .

 

نوشته شده در شنبه ٢۱ فروردین ۱۳۸٩ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ توسط کامی عباسی نظرات () |

* درخت / سیگار برگ می کشد .

* بید مجنون / درخت هیپی است .

* در شب بارانی / قطرات باران خیلی به هم تنه می زنند .

* غم / سیفون اشکش را کشید .

* سایه ام دیگر حوصله ندارد من را دنبال کند .

* خورشید / سیگارش را با خودش روشن می کند .

* ماه و خورشید / وقتی می خواهند لباس شان را عوض کنند / پشت ابر می روند .

* میله های قفس / به محض این که خمیازه کشیدند / پرنده پرواز کرد .

* پرنده سعی می کرد طوری بایستد که لااقل سایه اش خارج از قفس بیافتد .

* وقتی چشم پرنده به گربه افتاد / از میله های قفس تشکر کرد .

* گربه بیش از دیگران به فکر آزادی پرنده ی محبوس است .

* برای گربه بسیار تحقیر آمیز است که با مرگ موش / خودکشی کند .

* برای آن که آئینه را از تنهایی نجات بدهم / جلوی آن ایستادم .

* هیچ موجودی به اندازه ی پاندول ساعت / مردد نیست .
نوشته شده در سه‌شنبه ٢٥ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ توسط کامی عباسی نظرات () |

* معشوقه ی جفا پیشه / هوای چشمانم را بارانی اعلام نمود .

* از ترس روبه رو شدن با خود / آئینه را عقیم نمود .

* روزگار شب / سیاه است .

* فلسفه ی به وجود آمدن شب / فقط به خاطر این است که ما بتوانیم روز ها را بشماریم .

* شب همیشه عزادار است .

* دنیا / قفس بزرگی است .

* قفسی که در نداشته باشد / آزادی خواه است .

* وقتی لحظه ها ساعتم را هل می دهند / جلو می رود .

* ساعت مچی ام وقتی خوابید / خواب ساعت زنانه دید .

* شیشه ی عمر ماهی عید / همان تنگ آبش است .

* درباره ی موش که حرف می زنم / تا سر و کله ی گربه پیدا می شود / حرف هایم پا به فرار می گذارند .

* با دسته گل به استقبال میکروبی که تازه وارد بدنم شده بود / شتافتم .

* گلوله ی نابینا به کمک عصا / از لوله ی اسلحه خارج شد .

* رنگین کمان پس از وضع حمل / به صورت یک خط مستقیم در آمد .

* نفسم در سر بالایی گلویم / نفسش گرفت .

* هیچ جنایتکاری به اندازه ی قلبم / با خون سر و کار ندارد .

* قلبم / اشکم را به عنوان سخنگوی رسمی بدنم معرفی کرد .
نوشته شده در چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸ساعت ۳:٠٢ ‎ق.ظ توسط کامی عباسی نظرات () |


Design By : Night Skin