به نام پدر
یک سلام و چندین آرزوی خوشبختی
آیا می توان شخصی را یافت که بارها با خدای خود به مراوده ننشسته باشد ؟ چه در قدح و قامت معبود / چه گله و شکایت . چه از اندوه آرزوهایی که به یغما رفته است / چه کلام کلام تمنا برای برآورده شدن شان . چه فریاد کمک خواستن / چه نجوای عاشق شدن . چه و چه و چه از هر چه .
آن معبودی که من می شناسم نیازی به جاری شدن کلام دل بر صفحه ی روزگار ندارد / اما شاید این نجواها مرهمی بر زخم دل خودمان باشد و دیگران نیز به گوش دل بسپارند .
در این سرفصل به گفتگو با خدایم می پردازم . چه آن بخشنده ی بزرگ گوش فرا دهد و چه نه / این وازه ها شاهدی است برای من در فرداهایی نزدیک و دور .
یک خداحافظ و چندین آرزوی خوشبختی
کامی عباسی
٢٢ / دی / ١٣٨٨
| Design By : Night Skin |

